بسیاری فکر میکنند که علم دیگر پاسخ همه پرسش های بشری را میتواند بدهد و دیگر اصلا نیازی به فلسفه و متافیزیک بازی نیست و ما یک راست میتوانیم از درگاه علم پاسخ هر پرسشی را بیابیم اما به عمق این نکته پی نبرده اند که متافیزیک و علم هر دو راه خاص خود را دارند و این دو قلمرو از هم جدا هستند!
یک پرسش متافیزیکی پاسخی متافیزیکی و هستی شناسانه دارد.یک پرسش علمی هم پاسخی مطابق با مولفه های علمی و تجربه پذیری دارد.و قرار نیست هر آنچه که به تجربه و اثبات درنیاید آن را خرافی یا بی ارزش خواند!بنظر من متافیزیک هنوز هم جایگاه خاص خود را داراست و علم هم همینطور و تفاوت آنها در مولفه هایی است که هر کدام در خود دارند.سوالات متافیزیکی سوالاتی کلی و جامع هستند و دربرگیرنده همه زوایای مسئله.اما سوالات علمی جزئی_گزینشی است.و فلسفه ناظر بر این سوالات است
حال برخی از افراد هم هستند که میگویند فلسفه و علم بر علیه یکدیگرند!این هم یک اشتباه و خطای دیگر است.اصلا چرا باید این دو را در تضاد هم دانست؟مگر فیلسوفان با دانشمندان جنگ داشتند؟با دوستی در پی وی مشغول دیالوگ بودیم که یکهو گفت فلسفه چرندیات است و اصلا کاربردی نیست و اکنون علم تمامی پرسش ها را برای ما آماده کرده است دیگر نیازی به خواندن فلسفه نیست!
به او گفتم دچار پوزیتیویسم خطرناکی شده و بهتر است کمی بیشتر تامل کند اما او مدام به انکار و جدل ادامه میداد و مثلا میگفت:علم فلان کار را کرده.فلان مایع را کشف کرده و..اما فلاسفه چی؟مثلا هرمنوتیک یا فلسفه اگزیستانسیالیسم خیلی بدرد ما خورده اند>؟
ایشان به درجه ای از قاطعیت رسیده بودند که اصلا میگفتند نیاز به استدلال هم نیست و قضیه روشن است! به او گفتم کتاب علم چیست.فلسفه چیست سروش را ورقی بزنند بعد بیایند در این باره حکم دهی کنند..التماس تفکر..
:: بازدید از این مطلب : 12
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0