به كلينيك خدا رفتم تا چكاپ هميشگي ام را انجام دهم. فهميدم كه بيمارم …
خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد كه لطافتم پايين آمده...
زماني كه دماي بدنم را سنجيد، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد...
آزمايش ضربان قلب نشان داد كه به چندين گذرگاه عشق نياز دارم، تنهايي سرخرگهايم را مسدود كرده بود …
و آنها ديگر نمي توانستند به قلب خالي ام خون برسانند.
به بخش ارتوپدي رفتم. چون ديگر نمي توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگيرم.
بر اثر حسادت زمين خورده بودم و چندين شكستگي پيدا كرده بودم...
:: بازدید از این مطلب : 36
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1