تو چرا به خدا ، ، ، اعتقاد داری ، ، ، گفت
کنار دریا ، ، ، مرغابی را دیدم
که پایش شکسته ، ، ، پایش را ، ، ، داخل گلهای رس مالید
بعد به پشت خوابید ، ، ،
پایش را به سمت نور خورشید گرفت
تاگل خشک شود ، ، ،
اینطوری پای خودش راگچ گرفت ، ، ،
فهمیدم که نیرویی ، ، ، مافوق طبیعی ، ، ، وجود داردکه به او ، ، ، این آموزش را داده ، ، ،
حالا اسم این نیرو را می توانید خدا یا هر چیز دیگری بگذارید ، ، ،
مغرور نشوید ، ، ،
وقتی پرنده ای زنده است ، ، ، مورچه را میخورد ، ، ،
وقتی می میرد ، ، ، مورچه او را می خورد ، ، ،
شرایط با زمان تغییر می کند ، ، ،
هیچ وقت کسی را تحقیر نکنید ، ، ،
شاید امروز قدرتمند باشید ، ، ،
اما زمان از شماقدرتمندتر است ، ، ،
پس مهربان باشید . . . !
هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد ؛
مگر به " فهم و شعور "
مگر به " درک و ادب "
:: بازدید از این مطلب : 26
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0