مهربانی ،عملی نیست که انجام میدهیم ،بلکه چگونگی انجام عملی است که انجام میدهیم.میتوان به نیازمند کمک کرد و این عمل را با مهربانی انجام داد یا چهره ای عبوس و رفتاری زننده ،میتوان با مهربانی نگاه کرد و میتوان با تنفر نگریست ،میتواند کلامت را با روح مهربانی صیقل بدهی یا انرا به تخریب و اهانت الوده کنی و با شعله های خشم به اتشی سوزان تبدیل کنی.مهربانی یک چیز بیرونی نیست که گاهی از ان استفاده کنیم و گاهی انرا کنار بگذاریم ،مهربانی همچون چشمه ای از درون انسان میجوشد و تمام بودن و رفتار و گفتار او را تحت تاثیر قرار میدهد.اما این چشمه چگونه میجوشد و چگونه بسته میماند؟وقتی انسان خود را حقیقت محض تصور کرده و به تمامی اعمال و گفتار خود مباهات کرده و خود را برتر از دیگران تصور میکند ،تمامی اعمال خود را بر مبنای لطف کردن به دیگران میداند و اعمالش خالی از مهربانی است و به نظرش نوعی سخاوت و صدقه دادن است.اگر انسان خود را متغییری بداند که همواره در حال یادگیری است و در پشت شخصیت متغییر ادمها و فارغ از قضاوتهایی که بر محوریت ،خود مبنایی است سیر کند ،چیزی جدا از خود نمیبیند و همانگونه که دوست داریم چهره ما تمیز و زیبا باشد و با خود مهربانانه رفتار میکنیم با انچه ،دیگران مینامیم نیز همچون خود برخورد میکنیم زیرا همه از یک خدایی ام و رو به همان خدایی ام و هیچ کدام خدا نیستیم که یقین کنیم چه کسی در راه و چه کسی در بیراهه است.
:: بازدید از این مطلب : 36
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0