همه انسان ها یا «قهرمانِ تغيير»اند یا «قربانىِ تقدير».
در «دارِ گردون» و در «مدارِ قرون»
تنها اصلی که «ثبات» و قابلیتِ «اثبات» دارد،
«اصلِ تغییر» و «فصلِ تدبیر» است.
هر که از «کاروانِ تغییر بازمانَد»، در «طوفانِ تقدیر درمی مانَد».
زمان،«رودی جاری» است که در گوش زمین «سرودی ساری» می سراید.
در این «رودِ روان» و «دریای خروشان»،
هر که با «شنا»،«آشنا» نیست،
در «خیزابِ خلوت» و «غرقابِ غفلت»غرق می شود.
«گردانه زمان» و «گردونه زمین»،
نه «سَرِ ایستایی» دارد و نه «سِیرِ قَهقرایی».
«انسانِ رهرو» باید «نو به نو»،
«پا به پای زمان» و «پو به پویِ زمین»،
هر «لحظه» و هر «لمحه»،
یا «تغییر» را بپذیرد،یا «تدمیر» را!
:: بازدید از این مطلب : 75
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0