به گونهای که همدلی کننده، کاملاً آگاه باشد که کفشی که به پا کرده است به خود او تعلق ندارد.
به عنوان مثال، اگر یکی از دوستان ما ناراحت است و میگوید که امروز از کار اخراج شده است، همدلی ما با او، یعنی توانایی درک این واقعیت که او از این رویداد بسیار ناراحت است، دلنگرانیهای متعددی دارد، از این که موقعیت اجتماعیاش لطمه میخورد مضطرب است، مشکلات اقتصادی متعددی را پیش پای خود میبیند و دغدغههای دیگری از این قبیل دارد.
ما بسته به شناختی که از دوست خود داریم و با توجهی که به او میکنیم، میتوانیم تشخیص دهیم که این مسئله تا چه میزان موجب ناراحتی او شده است؛ اما این امر، به هیچ وجه به این معنا نیست که ما هم به همان اندازهی او ناراحت شدهایم یا در موقعیت مشابه، همان دغدغهها و واکنشهای او را نسبت به این مسئله نشان میدهیم.
در همدلی، ما عینک دیگران را قرض میگیریم تا از دریچهی نگاه دیگران مسئله را ببینیم، در حالی که میدانیم این عینک مال ما نیست و اگر آن را برداریم، خودمان آن مسئله را طور دیگری خواهیم دید. با این توضیحات، میتوان گفت که همدلی نوعی تغییر زاویهی دیدمان نسبت به مسائل است، بدون از دست دادن دیدگاه اصلی خود و بدون قضاوت و ارزشیابی دیدگاه دیگری.
چرا همدلی موثرترین مهارت زندگی است؟
همدلی، زیباترین ویژگی انسانهاست. انسانها با همدلی کردن میتوانند احترام عمیق خود را به دیگران ابراز کنند. همدلی، چرخهای ارتباطی بین افراد را نرم و لغزان میکند تا به راحتی بچرخند. همدلی میتواند باعث افزایش کیفیت روابط و احساس رضایتمندی از برقراری روابط با دیگران شود.
همدلی، زیباترین ویژگی انسانهاست. انسانها با همدلی کردن میتوانند احترام عمیق خود را به دیگران ابراز کنند. همدلی، چرخهای ارتباطی بین افراد را نرم و لغزان میکند تا به راحتی بچرخند.
وجود همدلی در فرد، علامت خودآگاهی، سلامت ذات، ارزش قائل شدن برای خویشتن و دوست داشتن خود (نه به معنای خودشیفتگی) است و فقدان همدلی، عدم بلوغ هیجانی و شناختی را نشان میدهد که منجر به ناتوانی در دوست داشتنِ دیگران میشود. همدلی باعث میشود حریم دیگران را محترم بشماریم و احساسات، نیازها، نگرانیها و علایق و نظرات آنها را بپذیریم و بتوانیم به طور مۆثر با دیگران ارتباط برقرار کنیم.
افرادی که در روابط با دیگران، خودخواهی نشان میدهند و نظرات و ویژگیهای شخصی آنان را نادیده میگیرند، غالباً بسیار محدود با مسائل برخورد میکنند. آنها معمولاً از دنیای وسیع انسانهای دیگر بیخبر میمانند. در واقع، چنین افرادی در میان میلیونها انسانی که در این جهان پهناور زندگی میکنند، نمیتوانند با کسی صمیمی شوند و دوستانی داشته باشند.
همدلی، به دیدگاه افراد وسعت میبخشد، افزون بر آن، رفتارهای فرد را به تعادل میرساند و همچون عامل تقویت وجدان انسانها عمل میکند. همدلی، از افراط و تفریط جلوگیری میکند.
همچنین، همدلی برای تحقق بخشیدن به پیشرفتهای اخلاقی و عدالت و انصاف در جامعه ضروری است و نیز سنگ بنای نوعدوستی و زمینهساز هماهنگی مردم با یکدیگر و اتحاد اجتماعی است.
میتوان به دلایل زیر، همدلی را در زندگی فردی و اجتماعی افراد، الزامی دانست:
1- وقتی قصد ایجاد ارتباط با دیگران را داریم، همدلی کردن با آنها در برقرارسازی این ارتباط، نقش بسیار موثر و سرعتدهندهای خواهد داشت؛ در واقع، همدلی راه میانبری برای ایجاد ارتباط با دیگران برای ما فراهم میکند و افزون بر آن، کیفیت رابطهی ما با آنها را نیز بهبود میبخشد. با همدلی کردن، دیگران با سرعت و رضایت بیشتری با ما ارتباط برقرار میکنند. تا وقتی هیجانات دیگران را درک نکنیم، راهی برای ارتباط با آنها نداریم.
2- همدلی به ما کمک میکند تا علاوه بر این که رفتار فعلی افراد را درک کنیم، بتوانیم در مواردی، حتی رفتارشان را در مواجهه با مسائل آتی نیز پیشبینی کنیم.
3- توانایی گذاشتن خود به جای دیگران، عامل اصلی برای رفتارهای نوعدوستانه و خیرخواهانه است. اگر افراد همدلی نداشته باشند، مبادلات اجتماعی، جایگزین نوعدوستی خواهد شد. همه به دنبال آن خواهند بود که هر نوع ارتباطی برایشان سود و منفعت مادی در پی داشته باشد. اما با همدلی، شخص بدون منفعتطلبی، با دوستان و اطرافیانش معاشرت میکند؛ حتی شاید گاهی هزینهای که بابت رفتار همدلانهی خود میپردازد، بیشتر از پاداش بالقوهی آن باشد؛ نمونهی آن، افرادی هستند که در اقدامات نیکوکارانه شرکت میکنند.
4- فردی که همدلی میکند، بهتر میشنود، درک بهتری از مسئله مییابد و از این رو، کاملتر و دقیقتر به دیگران پاسخ میدهد. او میتواند در حل مسئله، بیشتر از کسانی که فقط همحسی میکنند، به دیگران کمک کند.
:: بازدید از این مطلب : 87
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0